خرید بک لینک
وقتی دلم تنگه و این دلتنگیام و حرفام تکراری میشن برات و نمی تونم برات بفرستم...

اون وقت هست که میام اینجا و می نویسم برات...

برای تو...

واس تویی که برام همه چیز هستی...

بهار...؟

من نمی تونم تورو با کس دیگه تصور کنم...

نمی تونم...

اجازه بده باهم یگ زندگی رو بسازیم...

بهار خیلی دوست دارم...

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

خیلی موقعیت ها هستند که اوج دوست داشتن رو نشون میدن...تو جمع هایی پر از شادی و یا حتی غم به یاد کسی که تمام زندگیته بودن میشه اوج دوست داشتن... ولی دریغ از بودن اون نفر تو زندگیت... سخته این حس ها... سخته مسیری رو خودت تنهایی بری وقتی نیاز داری به وجود عشقت... حس های عجیب غریبی 2 ساله منو احاطه کرده

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

بهار...

یک تار موت رو حاظر نیستم با تمام دنیا عوض کنم...

یک تار موت رو...

بهار عاشقتم...عاشقتم لعنتی

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

سخته بخوام حرفامو بخورم...

سخته از تاریخی بگذری که جدا شدی از عشقت...

سخته یکی رو تو دلت داشت باشی که دیگه تو رو تو دلش نداشته باشه...

سخته بهار...

کلی حرف دارم که نمیتونم بهت اس بدم. چون حرفام ناراحتت میکنه..

اذیتت میکنه...

ادامه دارد...

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

وقتی یادِ تو میفتم ، باید هم تو هر نفس بغضم بگیره من فراموشی بگیرم ، اون همه خاطره رو یادم نمیره همه جا با توأم عشقم ، همه جا کنارمی واسه همیشه هر جایِ دنیا که باشیم ، ما که حسمون به هم عوض نمیشه نمیشه میدونی دوسِت دارم ، هر جا باشی حتی از من اگه جدا شی بازم بغضت توو صدامه و عشقت تنها تکیه گامه دوسِ

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

بهار...

دلم برات تنگ شده...

اینقدر که دارم دیونه میشم... اولین بار نیست تو این ۴ سال اینجوری دلم برات تنگ شده...

نمی خوام بهت پیام بدم و بگم اینارو چون تکراریه واست...

اینجا نهایتش اینه نمی خونی الان...

اگر هم می خونی بدون دیوانه وار دوست دارم...

بهار تو یعنی خوشبختی...

یعنی آرامش...

اگر داری می خونی اینجارو یه کوچولو فکر کن بهم...

بهار...

از ته دام دوست دارم...

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

بهت پیام دادم...

دلتنگی یعنی دلم بخواد پیشت باشم نمیتونم باشم...

بهار...

چند روزه داغونم... ذهنم، فکرم و...

نمی خوام هم بهت پیام بدم و زندگی و اعصاب تورو هم بهم بریزم...

دیگه جوابمو نمیدی...

نگرانی از آینده داره وجودمو از بین میبره...

نمیدونم نوشته های اینجامو میخونی، اگر میخونی بهار یه سری حرفانو نمیتونم تو اس هام برات بزنم و اینجا تنها مکانی هست که میشه نوشت...

بهار...

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

باید باشی ولی نیستی...

شاید من باید باشم ولی نیستم...

هر چی هست اصلا خوب نیست...

ترس دارم...

ترس از فردای بدون تو...

حتی ترس از اینکه برسم بهت ولی نتونم خوشبختت کنم...

لعنت به این حس های مزخرف...

لعنت به همه چی....

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

حرف هایی هست که نمیشه تو تگلرام بهت گفت...

دلتنگی هایی که نمیشه گفت...

احساساتی که نمیشه گفت...

بعد از این همه مدت از جدایی یک پسر اگر تنها باشه یا خیلی عاشقه یا...

و جالبیش اینه هر روز بیشتر بشه این احساس...

بهار...

می سازم...

زندگی...

رو باتو...

عاشقانه دوست دارم....

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

روزهای خوبی نیست...از این بابت که نمیتونم بهت نزدیک بشم. نمیتونم احساس واقعیم رو بهت منتقل کنم. از این بابت که کسی که تمام زندگیمه تمام زندگیش نیستم دیگه... از خدا خیلی چیزا خواستم این 2سال و خیلیاش رو بهم داد ولی انگار تو... تو طلسم شده ای برام... یا شاید نه خدا میخواد سختی بکیشم برای بدست آوردنت ت

برچسب: نویسنده: بهار مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:44

صفحه بندی